منوچهر اميرى
14
فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه ) ( فارسى )
اللون باقيا و يسمى فى بعض كور الاهواز ترنك ( الصيدنه ، ب 11 ) . الاترنج يعنى ترنج ، پوست ترنج گرم است ( اغراض ، 586 ) . به فارسى بالنگ و ترنج نامند ( تحفه ، 12 ) . اترج هو التفاح المائى ( شرح اسماء ، م 1 ) . تفاح مائى غلط و تفاح ماهى درست است و ماهى منسوب است به ماه يا ماد و اين واژه ترجمه لغت يونانى مديكون ملن Medicon melon به معنى سيب مادى است ، لفظ اترج مأخوذ از ترنج فارسى و اين نيز مشتق از واژه سنسكريت ماتو لونگه m tvlunga مىباشد ( مايرهوف ، م 1 ) . شادروان استاد پورداود مقالهء مفصلى تحت عنوان ترنج در كتاب هرمزدنامه نوشته است كه در اينجا ناچار به نقل نكاتى از آن در نهايت اختصار مىپردازم . استاد فقيد مىگويد كه شك نيست كه اين ميوهها ( ترنج و ديگر مركبات ) ديرگاهى است كه به ايران رسيده و درختهاى آنها در اين سرزمين پرورش يافته است . تئوفراستوس فيلسوف يونانى ، شاگرد و جانشين ارسطا - طاليس بود . كتابهائى كه از او بجاى مانده يكى در گياهشناسى است . در همين كتاب است كه بادرنگ ، مديكن ملون خوانده شده يعنى سيب مادى ( - ايرانى ) و اين كلمه را روميان در لاتين چيتروس مديكه citrus medica ناميدهاند يعنى بادرنگ مادى ( - ايرانى ) . از اينكه ترنج سيب خوانده شده بايد به يادداشت كه در زبان يونانى melon به معنى سيب ميوه مخصوص و مطلق ميوههاى تخمدار است . از اينكه اين ميوه بسرزمين ماد خوانده شده است به اعتبار آن است كه سراسر امپراطورى ايران تا برافتادن پادشاهى خاندان ديو گودر 558 ق . م . كه از مغرب ايران و سرزمين ماد ( - ماه ) برخاسته بودند بنام ماد خوانده مىشده است . استاد پورداود سپس به نقل مطالب مربوط به ترنج از شرح اسماء العقار مىپردازد كه پيش از اين آوردم و آنگاه مىنويسد كه : تفاح الماهى درست ترجمه مديكن ملن يونانى است كه گفتيم به معنى سيب مادى است . در اينجا بايد يادآور شويم كه كتب مفردات ادويه كه در دست داريم مانند كتاب الابنيه عن حقايق الادويه و مفردات ابن البيطار و همين اسماء العقار . . همه از مفردات پيشينيان چون تئوفراستوس و ديسقوريدس و جالينوس و ديگران سرچشمه گرفتهاند و تفاح الماهى از همين مآخذ داخل [ شرح ] اسماء العقار شده است . . . از تعريفى كه در همهء كتب مفردات شده از اين ميوه پيداست كه اترج همان ترنج و ترنج همان بادرنگ است » ( هرمزدنامه ، 66 - 80 ) . آمديم بر سر لغت حماض كه هروى بدان اشاره مىكند : حماض homm z به دو - معنى آمده است ، يكى بمعنى گياهى كه